جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
162
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
درك كند و باور كند كه وارد شدن به هرات دشوارتر از آمدن به قوچان است ، اما حدود بسيار محدود معلوماتش وقتى آشكار شد كه شنيد مسافرت از اروپا به امريكا هشت روز وقت لازم دارد كه بىدرنگ پرسيد مگر مسافتش 80 فرسخ است يعنى 320 ميل كه ميزان حداكثر راهى است كه روزانه در ايران قابل طى است « 1 » نمونهء ديگر طرز فكر خاص و عادت خانوادهء او سؤالاتى راجع به منظور و دليل مسافرتم بود ( پدرش رضا قلى خان همين پرسش را از فريزر كرده بود و خود ايلخانى هم اين سؤال را هفده سال پيش از سفر من از بيكر كرده بود ) چرا به قوچان آمدهايد ؟ منظورتان چيست ؟ آيا دولت انگليس خرج سفرتان را مىدهد ؟ چه مبلغى مىدهند ؟ اگر دولت نمىدهد پس كى پرداخت مىكند ؟ حظ مسافرت و اشتياق وافر بىاجر و پاداش در راه دانش و معرفت حسن و خاصيتى است كه با سبك فكر شرقى منافات دارد « 2 » همچنين براى توضيح دادن شغل و كارم و وضع خانوادگىام دچار اشكال بسيار شدم و اسم پارلمان هيچوقت به گوش او نخورده بود وقتى كه به او گفتم كه من عضو مجلس كبير هستم جواب داد آيا شما در خدمت نظام هستيد . شأن و درجهء اشراف انگليسى به نظر او چيزى نمىآمد و باز از همان سؤالات كرد آيا پدرت خيلى سرباز دارد ؟ و كى او را صاحب مال و منال كرده است ؟ او قطعا سخت به حيرت افتاد كه ملك و مالى هشتصد سال در خانوادهاى ( در خانوادهء خود
--> ( 1 ) - اين سؤال كه نمونهاى از نادانى راجع به كليهء امور جغرافيائى است كه در ايران عموميت دارد قول موريه را به خاطرم مىآورد ( سفرنامه جلد اول ) كه فتحعلى شاه دربارهء امريكا همواره كنجكاوى مىنمود و از سرهارفرد جونز پرسيده بود آنجا چگونه محلى است و چطور به آنجا مىروند ؟ آيا در زير زمين واقع شده است ؟ همچنين يك سفير ايرانى كه نيم قرن بعد عازم لندن بود وقتى كه شنيد كشتى حامل او پانصد اسب قوه دارد زود با ابراز وجد اظهار داشت « آه اصطبل را به من نشان بدهيد » ( 2 ) - اين حضرات نمىتوانند باور كنند كه محض حظ خاطر و يا ارضاى حس كنجكاوى هم مىتوان مسافرت نمود و مىپرسند چه كسى داوطلبانه پى خستگى و خطرات مسافرت مىرود و مبالغ هنگفت را در سفرهاى طولانى فقط به خاطر گرد آوردن اطلاعات خرج مىكند ؟ بنابراين اگر دليل بارزى براى كار مسافرت از قبيل كسب و تجارت به نظر نرسد آنها به احتمال قوى زود علتى براى آن مىتراشند . ( رجوع شود به كتاب فريزر سفرنامه خراسان )